عشق ناب تنها در جام راست گشتگان به تعالی و تعادل می رسد ...
کنار برگ های سبز باران خورده ی یک باغ

گلی باشوق از یک شاخه چیدند و رها کردند

به دست باد بر روی زمین افتادو پرپر شد

هزاران شاخه ی دیگر

ازاین آزار رنجیدند وخشکیدند

نه دیگر ریشه ای حال وهوای زندگی را داشت

نه دیگر بوته ای گل داد

به پاس برگهایی کز تو چیدند

گلی امشب به حکم حبس محکوم است

گلی از ترس باران های طوفانی

به زیر خاک می خوابد

هوا دیگر هوایی نیست کز شوقش رها باشد

تنم رادر حصاری بسته ام چیزی نبینم...

تانگویم شعرها از جنس نامردی

که می تازند و می بازیم

خداوندا اگرهم ازدرونم درد برخیزد جهانی را به هم ریزد

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۹/۲۰ و ساعت 3:9  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...

 

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

 

                                           لمس کن ...

 

نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

 

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...

 

دوستت دارم

 


لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ...

 

لمس کن لحظه هایم را ...

 

تویی که

 

           میدانی من چگونه عاشقت هستم،

 

لمس کن این با تو نبودنها را؛

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۶/۱۶ و ساعت 23:20  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم


دل استــ دیگر خسته میشود …

بی حوصله میشــود …

از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ

از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح

از کلماتــــی که رابـــطه ها را به سیاهی میکشـــد

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۵/۲۹ و ساعت 20:7  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
راز عشق در تواضع است ؛

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست!

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است ...

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند؛

 ـ تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت...

 آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد ـ

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۴/۱۵ و ساعت 2:12  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

اجازه هست که عشقتو،

                                       توکوچه هادادبزنم؟

رو پشت بوم خونه ها

                                          اسمتوفریادبزنم؟

 

اجازه هست که هرنفس

                                         ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم 

                                   فدای چشمونت کنم؟

 

اجازه هست که خنده هات

                                         قلبمو از جابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،

                                 دوست دارم یه عالمه؟

 

اجازه هست نگاهتو،

                                     توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،

                                 به خاطرت خواب بکنم؟

دوستت دارم

 

 

اجازه فریادبزنم:

                                       توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم

                                 به خاطرت خوبه،نه بد!

 

اجازه هست دریا باشم،

                                      کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،

                                 من تو دلت خونه کنم؟

 

اجازه هست...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۴/۰۹ و ساعت 2:3  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

بی آنکه بخواهم ...

دلتنگ می شوم !

دلتنگ بودنت ...!

حتی همان بودن کم رنگت،

خیلی وقت بود که ...

دلم می خواست بگویم

دوستت دارم ...

تو که غریبه نیستی

دیگر نمی توانم

خود را به آن راهی که نمیدانم کجاست بزنم...

دلم همان راهی را میخواهد ،

که تو در امتدادش ایستاده باشی ...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۳/۰۱ و ساعت 1:10  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم !

چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است ؟!!

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟

           فرشته ای فقط در قالب یک انسان ...

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،

شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت؛

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند

                                               و من در اوج عشق...

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم؛

 

   نازنینم...

تمام دقایق مانده از عمرم

به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه،

هدیه ای برای تو ...

دوستت دارم

دوستت دارم

 

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۲/۳۰ و ساعت 3:6  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
روز به روز که میگذرد بیشتر عاشقت میشوم؛

این لحظه های عاشقانه که میگذرد بیشتر محو عشق بی همتای تو میشوم...

کسی نیست مانند تو ، گرچه نمیگردم به دنبال یکی مثل تو،

اما اعتراف میکنم که یار وفاداری نیست در دنیا غیر از تو!

بگذار خیره شوم به چشمهای زیبای تو ...

نمیبخشم چشمهایم را اگر لحظه ای جز چشمانت خیره شوند به اطراف تو...

روز به روز که میگذرد بیشتر قدر روزهایی که گذشته را میدانم ، لحظه به لحظه با تو غنیمت است.

 تمام روزهایی که گذشته مقدس است ،

                 بگذار تعظیم کنم در برابر عشق پاک تو…

کسی که نمیداند عشق چیست ، تو فهمیدی عاشق واقعی کیست ،

باز هم تکرار میکنم مثل تو در این دنیا نیست!

عزیزم قدر تو را بیشتر از همیشه میدانم ، همیشه وقتی میبینم تو را...

با تمام وجود دوست داشتن را از چشمانت میخوانم؛

نجات دادی مرا از زندان غمها ،

                                       زمانی که تنها بودم...

عاشقانه صدا کردی مرا از آنجا که درگیر سکوت بودم،

من که وقتی تو را دیدم مات و مبهوت بودم ؛

باور نمیکردم تو را به دست آورده ام،

باور نمیکردم  با تو به سرزمین عشق و احساس آمده ام

روز به روز که میگذرد ، مثل امروز ،از دیروز عاشقتر میشوم !

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۳/۰۲/۱۰ و ساعت 18:3  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

به خاطر روی زیبای تو بود

که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود

فقط به خاطر تو... به خاطر خود تو....

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۱۱/۱۰ و ساعت 1:7  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

تو مثل ستاره چشمک زنی بر آسمان رویاهایم نمایان شدی

و مرا از اوج تنهایی به عرش بردی

و من تو را می ستایم ای سرا پا همه مهر

تو با قلب پاک و بی ریایت مرا از تاریکی نجات دادی

و من به تو مدیونم

آنگاه که در فراموشی به سر می بردم

آنگاه که در غم خفته بودم

آمدی ، آمدی و رو شن کردی جانم را

چه آرام آمدی و چه آهسته قلب مرا ربودی

حال تنها آرزویم این است :

که ای خدای مهربان تو را به قلب پاک او قسم که کمکمان کنی

و کلبه ی مارا گرم و با صفا نگه داری...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۱۰/۲۴ و ساعت 22:9  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد

چه حال خوشي داشت،

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تـــــــــــــــــو " را به او نمیدهم...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۸/۰۵ و ساعت 17:42  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘـــــ ﯾﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷﻠـــﻮﻍ

                           ﺧﯿﻠـــﯽ ﺷﻠـــﻮﻍ

ﻭﺍﯾﺴﺘـــﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳــﻂ ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ!

ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟

ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!... 

ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺁﺩﻣـــﺎ

ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ

 ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ ﻣﯿﺸـــﻪ...

ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥ ﻭ ﻣـــﯽ ﺷﻨـــﻮﯼ؟

ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!

ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺻﺪﺍﻫـــﺎ ﺩﻟــــﻢ

 ﺩﻧـــﺒﺎﻝ ﺻــﺪﺍﯼ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ...

ﺑﮕـــﻢ ﺣـــﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗــــﻮ ﺑﺒﻨـــﺪ

ﺑﮕـــﻮ ﭼـــﻪ ﺣﺴـــﯽ ﺩﺍﺭﯼ!

ﺑﮕـــﯽ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﮔــــﻢ ﺷــﺪﻡ ﺑﯿـــﻦ ﯾــﻪ ﻋﺎﻟﻤـــﻪ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ

ﺑﮕـــﻢ ﺍﮔـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﯽ ﮔــﻢ ﻣﯿﺸـــﻢ

ﺑﯿــﻦ ﯾــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۸/۰۵ و ساعت 17:25  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!

مکـــث میکنـــــم ...!

انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را ,

جـــــا گذاشتـــــه ام !

مثلــــــــــا"...

در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش

در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۷/۰۶ و ساعت 17:22  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
عاشــــق را كه برعكـــس كنی..

میشود " قـ شـ ـا ع "...

دهخدا را میشناسـی؟!؟!

لغتـــنامه اش را باز كردم نوشـ ـ ـته بود:

قشاع : دردی كه انســان را از درمانش مایــوس میكند!

 

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۶/۳۰ و ساعت 15:18  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
دلم برای خودم تنگ شده

کاش سرم را بردارم

و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم

در تاريکی يک گنجه خالی ...

...

روی شانه هايم

جای سرم چناری بکارم

و برای هفته ای در سايه اش آرام گيرم

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۶/۳۰ و ساعت 15:4  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

تـــــو باید باشی تا کم نیاورم ...

باید باشی تا فراموش نکنم...

نفس کشیدن را...

         عشق را...

         زندگی را...

           بودن را...

تــــــو باید باشی...

تا حریرِ نگاهت را ...

بپیچم دورِ تنهایی های دلم ودلگرم شوم ...

باید باشی...

تا دلم آسمان را... 

           پرواز را...

لمس کند...

نفس بکشد ...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۶/۰۸ و ساعت 21:41  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
عاشقانه دفتر عشق را باز کن و از ته دل بخوان متنهايم را

به عشق تو مي نويسم تا بخواني و اين قلب عاشق مرا باور کني

با چشمهاي خيس مي نويسم که دوستت دارم

تا تو نيز با چشمهاي خيس بخواني و احساس مرا از ته قلبت درک کني

با دلي عاشق مي نويسم که عاشقانه با تو مي مانم ،

و مي نويسم که اينها تنها يک نوشته نيست بلکه احساس قلبي من است عزيزم

مي نويسم تا بخواني و به عشق من افتخار کني

با دلي پاک ، صادقانه و يکرنگ مي نويسم که خيلي دوستت دارم

مي نويسم تا شبها با خواندن درد دلهاي عاشقانه ام به خواب روي

و خواب فرداهاي با هم بودنمان را ببيني

به عشق تو مي نويسم و با ياد و خاطرات تو زندگي مي کنم عزيزم

از تو مي نويسم ، چون که تو لايق احساسات عاشقانه مني بهترينم

به تو ، قلب پاک تو و عشق مقدست افتخار مي کنم و تا ابد تو را در قلب خويش اسير نگه مي دارم

راضي باش به اين اسارت ، با خون عاشقي و عطر نفسهايم تو را در زندان قلبم زنده نگه مي دارم

با دلي عاشقتر ، مي نويسم که عشق تو پاکترين عشق دنياست و با قلمي به رنگ سرخ در دفتر

عشقم مي نويسم که خيلي دوستت دارم اي هم نفس من

اين دفتر عشقم با تمام احساسات عاشقانه اش تقديم به تو

تو لايق اين دفتر عشقي بخوان هر آنچه که از تو گفته ام و با احساس آرامش عشق بخواب

تمام صفحات اين دفتر عشق را ورق بزن ، جاي قطره هاي اشکم را در هر صفحه از آن ببين!

حالا تو نيز با چشمان خيس اين دفتر عاشقانه را بخوان و مرا باور کن

به عشق تو مي نويسم ، مي نويسم در اين دفتر عشق از تو و آن قلب مهربانت عزيزم...
 
+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۵/۲۰ و ساعت 2:57  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
بـــرای دوسـت داشتــــنت

محتـاج دیدنـــت نیستـم...

اگر چــه نگاهـــت آرامـم می کنــد

محـتاج سخن گفـتن با تو نیسـتم...

اگر چـه صدایت دلم را می لـرزاند

محــتاج شــانه به شانه ات  بودن نیسـتم...

اگر چــه برای تکیه کــردن

شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است...

دوست دارم بـــدانی

حتی اگر کنــارم نباشـی

باز هم ، نگاهـت می کنم...

صدایت را می شـنوم و به تو تکیــه می کنم

همیـشه با منی

وهمیشه با تو هـستم ، هر جا که باشـی...

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۴/۲۸ و ساعت 2:38  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست ...

و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه ،

به وجود پر مهر تو می بالم ،

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم؛

ای مهربان :

پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید؛

تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم!

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۴/۲۷ و ساعت 2:19  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

 

 

بعضي وقتا مجبوري تو فضاي بغضت بخندي . . .

دلت بگيره ولي دلگيري نکني . . .

شاکي بشي ولي شکايت نکني . . .

گريه کني اما نذاري اشکات پيدا شن . . .

خيلي چيزارو ببيني ولي نديدش بگيري . . .

خيلي حرفارو بشنوي ولي نشنيده بگيري !

خيلي ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کني . . .

 

+ .:: این متن در تاریخ  ۹۲/۰۴/۰۹ و ساعت 0:24  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
 Menu
برگه اول
نامه نگاری
آرشیو هفتگی
عناوین خاطرات ثبت شده
وصیت نامه
تقـدیم به امـید زندگانی ام؛

تقدیم به شکــوه شـب و شـــکوه مهتاب؛

تقدیـم به خنده های دلـنشیـنت و نگاه های پنهانت؛

تقـدیـم به تــو ای خـیــال مـن، ای آسـمان قلبم و ای سرچشمه ی الـهام من؛

تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبـم؛

تقـدیم به تو که یـادت از فکــر مـن، عشـقـت در قلــب من، و نگـاهـت همـیشه در ذهــن من مـانـدگـار و عطر مهربانیت همیشه در وجـودم جاریست؛

جدایی از تو بســی بـرایـم دشـوار است، ولـی در عـیــن حـال دلپذیـر هـم هست؛ زیـــرا بـه خــاطـر تــو دلتـنگی به ســراغم می آیـد .

پـس بـدان کـه دل تنـگـی ها هـم بخاطر تو دوست دارم؛

قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقـدیـم می کـنم و سوگـند می خورم که تا ابد

عاشـقانه دوستت بدارم ...

  ♥      ☆  *  ★   
* ♥  ★
*      *   ★     ★ 
 ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★   *
   ☆
★  *  ★   *   ☆  ★  

♥   *   ★     ★  ★
  *
♡   ☆           ★ 

  ♥      ☆  *  ★   *
 ♥  ★
*      *   ★     ★
  ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★   
*   ☆
★  *  ★  *   ☆  ★  

♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★  
 * ♥  ★
*      *   ★   

  ★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   *   
☆  ★  


♥   *   ★     ★
  ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★ 
  * ♥  ★
*      *   ★  
   ★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★
   *   ☆
★  *  ★  *   
☆ 
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  * 
 ★   * ♥  ★
*      *   ★    
 ★  ♡  *
   ★         
  ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   * 
  ☆  ★  

♥   *   ★     
★  ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  * 
 ★   * ♥  ★
*      *   ★    
 ★  ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★  *  

♡   ☆           ★
 
  ♥      ☆  *  ★
   * ♥  ★
*      *   ★     
★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   *   
☆  ★  

♥   *   ★     ★ 
 ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★ 
  * ♥  ★
*      *   ★     ★
  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★ 
 *  ★   *   ☆
★  *  ★  *   ☆  

★   ☆  ★   ★  

♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★

   * ♥  ★
*      *   ★     ★  
  ♥      ☆  *  ★   
* ♥  ★
*      *   ★     ★ 
 ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★   *
   ☆
★  *  ★   *   ☆  ★  

♥   *   ★     ★  ★
  *
♡   ☆           ★ 

  ♥      ☆  *  ★   *
 ♥  ★
*      *   ★     ★
  ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★   
*   ☆
★  *  ★  *   ☆  ★  

♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★  
 * ♥  ★
*      *   ★   

  ★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   *   
☆  ★  


♥   *   ★     ★
  ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★ 
  * ♥  ★
*      *   ★  
   ★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★
   *   ☆
★  *  ★  *   
☆ 
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  * 
 ★   * ♥  ★
*      *   ★    
 ★  ♡  *
   ★         
  ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   * 
  ☆  ★  

♥   *   ★     
★  ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  * 
 ★   * ♥  ★
*      *   ★    
 ★  ♡  *
   ★           ☆ 

  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★  *  

♡   ☆           ★
 
  ♥      ☆  *  ★
   * ♥  ★
*      *   ★     
★  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★  *  ★ 
  *   ☆
★  *  ★   *   
☆  ★  

♥   *   ★     ★ 
 ★  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★ 
  * ♥  ★
*      *   ★     ★
  ♡  *
   ★           ☆ 
  ♡      ★ 
 *  ★   *   ☆
★  *  ★  *   ☆  

★   ☆  ★   ★  

♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆  *  ★

   * ♥  ★
*      *   ★     ★  

آخرین خاطرات
آذر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
آرشيو
سربرگ ها
عاشقانه ترین
سبوی
تمثال عشق
درد دل
دل نوشته ها
نی نامه
پیوندها
رد پای عشق ( آوا )
معین
پرسه های بی هدف
رهایی
آفریدگار عالم
چیزی جز دروغ برای گفتن نیست
نگین تنها
حیران
دلنوشته های من و عشقم
دلنوشته ها ...
عاشقانه
غریبه آشنا
رویای خیس
Lover 

 RSS sabooy

ِLover
Saeed l eueeJ