عشق ناب تنها در جام راست گشتگان به تعالی و تعادل می رسد ...
کنار برگ های سبز باران خورده ی یک باغ

گلی باشوق از یک شاخه چیدند و رها کردند

به دست باد بر روی زمین افتادو پرپر شد

هزاران شاخه ی دیگر

ازاین آزار رنجیدند وخشکیدند

نه دیگر ریشه ای حال وهوای زندگی را داشت

نه دیگر بوته ای گل داد

به پاس برگهایی کز تو چیدند

گلی امشب به حکم حبس محکوم است

گلی از ترس باران های طوفانی

به زیر خاک می خوابد

هوا دیگر هوایی نیست کز شوقش رها باشد

تنم رادر حصاری بسته ام چیزی نبینم...

تانگویم شعرها از جنس نامردی

که می تازند و می بازیم

خداوندا اگرهم ازدرونم درد برخیزد جهانی را به هم ریزد

+ .:: این متن در تاریخ  93/09/20 و ساعت 3:9  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...


تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...

 

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

 

                                           لمس کن ...

 

نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

 

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...

 

دوستت دارم

 


لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ...

 

لمس کن لحظه هایم را ...

 

تویی که

 

           میدانی من چگونه عاشقت هستم،

 

لمس کن این با تو نبودنها را؛

+ .:: این متن در تاریخ  93/06/16 و ساعت 23:20  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم


دل استــ دیگر خسته میشود …

بی حوصله میشــود …

از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ

از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح

از کلماتــــی که رابـــطه ها را به سیاهی میکشـــد

+ .:: این متن در تاریخ  93/05/29 و ساعت 20:7  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
راز عشق در تواضع است ؛

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست!

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است ...

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند؛

 ـ تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت...

 آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد ـ

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  93/04/15 و ساعت 2:12  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

اجازه هست که عشقتو،

                                       توکوچه هادادبزنم؟

رو پشت بوم خونه ها

                                          اسمتوفریادبزنم؟

 

اجازه هست که هرنفس

                                         ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم 

                                   فدای چشمونت کنم؟

 

اجازه هست که خنده هات

                                         قلبمو از جابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،

                                 دوست دارم یه عالمه؟

 

اجازه هست نگاهتو،

                                     توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،

                                 به خاطرت خواب بکنم؟

دوستت دارم

 

 

اجازه فریادبزنم:

                                       توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم

                                 به خاطرت خوبه،نه بد!

 

اجازه هست دریا باشم،

                                      کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،

                                 من تو دلت خونه کنم؟

 

اجازه هست...

+ .:: این متن در تاریخ  93/04/09 و ساعت 2:3  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

بی آنکه بخواهم ...

دلتنگ می شوم !

دلتنگ بودنت ...!

حتی همان بودن کم رنگت،

خیلی وقت بود که ...

دلم می خواست بگویم

دوستت دارم ...

تو که غریبه نیستی

دیگر نمی توانم

خود را به آن راهی که نمیدانم کجاست بزنم...

دلم همان راهی را میخواهد ،

که تو در امتدادش ایستاده باشی ...

+ .:: این متن در تاریخ  93/03/01 و ساعت 1:10  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم !

چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است ؟!!

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟

           فرشته ای فقط در قالب یک انسان ...

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،

شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت؛

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند

                                               و من در اوج عشق...

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم؛

 

   نازنینم...

تمام دقایق مانده از عمرم

به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه،

هدیه ای برای تو ...

دوستت دارم

دوستت دارم

 

+ .:: این متن در تاریخ  93/02/30 و ساعت 3:6  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
روز به روز که میگذرد بیشتر عاشقت میشوم؛

این لحظه های عاشقانه که میگذرد بیشتر محو عشق بی همتای تو میشوم...

کسی نیست مانند تو ، گرچه نمیگردم به دنبال یکی مثل تو،

اما اعتراف میکنم که یار وفاداری نیست در دنیا غیر از تو!

بگذار خیره شوم به چشمهای زیبای تو ...

نمیبخشم چشمهایم را اگر لحظه ای جز چشمانت خیره شوند به اطراف تو...

روز به روز که میگذرد بیشتر قدر روزهایی که گذشته را میدانم ، لحظه به لحظه با تو غنیمت است.

 تمام روزهایی که گذشته مقدس است ،

                 بگذار تعظیم کنم در برابر عشق پاک تو…

کسی که نمیداند عشق چیست ، تو فهمیدی عاشق واقعی کیست ،

باز هم تکرار میکنم مثل تو در این دنیا نیست!

عزیزم قدر تو را بیشتر از همیشه میدانم ، همیشه وقتی میبینم تو را...

با تمام وجود دوست داشتن را از چشمانت میخوانم؛

نجات دادی مرا از زندان غمها ،

                                       زمانی که تنها بودم...

عاشقانه صدا کردی مرا از آنجا که درگیر سکوت بودم،

من که وقتی تو را دیدم مات و مبهوت بودم ؛

باور نمیکردم تو را به دست آورده ام،

باور نمیکردم  با تو به سرزمین عشق و احساس آمده ام

روز به روز که میگذرد ، مثل امروز ،از دیروز عاشقتر میشوم !

+ .:: این متن در تاریخ  93/02/10 و ساعت 18:3  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
عاشقی می کنم!

لـــــج می کنم!

بد اخلاق می شوم!

دست خودم نیست …

ساعت و زمان هم ندارد!

تــــــــو که نباشی …

زندگی به کام من تلخ است!

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  93/01/10 و ساعت 4:1  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
همصدا

فریاد بزن . . .

اینجا کسی بیدار نیست !

راه رفتن , هموار نیست !

اینجا تا چشم کار میکند صحراست . . .

هر رهگذری تنها تر از تن هاست . . .

اینجایی که من هستم دلی نه ! دلها تنگ است !!!

ولی خوب بودن در روزگاران من مایه ننگ است !!!

دوستت دارم

 

همصدا

باصدا , بی صدا

فرقی ندارد !

بی ریا فریاد بزن . . .

شاید با فریادت کسی آید به هوش . . .

صدای ناله ها بیاید برسد به گوش . . .

صدای ناله ی کودک ِ کار در کوچه ی بنبست . . .

صدای غرور مردی که از نداری شکست . . .

صدای آه دختری که حیایش را باخت . . .

صدای بغض هایی که هر روز در گلو تاخت . . .

همصدا

فریاد بزن . . .

اینجا درد بسیار اما

گله ای نتوان کرد !

اینجا هر روز آدمی

سرد می شود سرد . . .

+ .:: این متن در تاریخ  93/01/05 و ساعت 3:45  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
دلتنگت می باشم بانو . . .

سالهاست که چشمانم به راهت خشکیده

انگار کسی خنده را از لبانم دزدیده

کاش بیایی . . .

کاش بیایی تا کنارت بنشینم

بوسه ها از لبان سرخ تو بچینم

سالهاست که بی تو . . .

تمام لحظه ها سرد است

دلم هر ثانیه . . .

 

لبریزه از درد است

و روز های نبودنت بانو . . .

سخت ترین روزهای این مرد است

کاش بیایی . . .

کاش بیایی تا کنارت بمانم

عاشقانه ای را برایت بخوانم ؛

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  93/01/01 و ساعت 3:36  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

بهار پشت در است

به گوش پنجره

آرام

نسیم گفت و گذشت ...

+ .:: این متن در تاریخ  93/01/01 و ساعت 3:30  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
بعضی از آدم‌ها به تو فکر می‌کنند

بعضی از آن‌ها به تو توجه می‌کنند

بعضی‌ها عاشقت می‌شوند

بعضی‌ها آرزو دارند هدیه ‌شان را بپذیری …

بعضی‌ها فکر می‌کنند که تو برای آن‌ها یک هدیه‌ای!

بعضی‌ها دلتنگت می‌شوند.

بعضی‌ها برای موفقیت‌هایت جشن می‌گیرند.؛

بعضی‌ها قدرتت را تحسین می‌کنند؛

بعضی‌ها فقط می‌خواهند با تو حرف بزنند

بعضی‌ها می‌خواهند که تو همیشه شاد باشی.

بعضی‌ها می‌خواهند که همیشه سلامت باشی.

بعضی‌ها برایت آرزوی سعادت دارند؛

بعضی‌ها حمایت تو را می‌خواهند...

و بعضی‌ها شانه‌هایت را برای گریه‌هایشان ..

و همه احتیاج دارند تا این‌ها را به تو بفهمانند ..

... هرگز از آرزوی کسی مگریز ،

  شاید این تنها چیزی باشد که در زندگی دارد ...

دوستت دارم

 

+ .:: این متن در تاریخ  92/12/10 و ساعت 0:52  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
پرندگان به برکه های آرام پناه می برند

                                      و انسانها به دلهای پاک ،

زیرا دلهای پاک چون برکه های آرامند ،

                                      بی انتها

                                      و قابل اعتماد

و دیگران بدون هیچ وحشتی به آنها اعتماد می کنند ...

پس خوشا به حال کسی که مایۀ آرامش دیگران است ..

+ .:: این متن در تاریخ  92/12/10 و ساعت 0:42  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

به خاطر روی زیبای تو بود

که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود

فقط به خاطر تو... به خاطر خود تو....

+ .:: این متن در تاریخ  92/11/10 و ساعت 1:7  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

تو مثل ستاره چشمک زنی بر آسمان رویاهایم نمایان شدی

و مرا از اوج تنهایی به عرش بردی

و من تو را می ستایم ای سرا پا همه مهر

تو با قلب پاک و بی ریایت مرا از تاریکی نجات دادی

و من به تو مدیونم

آنگاه که در فراموشی به سر می بردم

آنگاه که در غم خفته بودم

آمدی ، آمدی و رو شن کردی جانم را

چه آرام آمدی و چه آهسته قلب مرا ربودی

حال تنها آرزویم این است :

که ای خدای مهربان تو را به قلب پاک او قسم که کمکمان کنی

و کلبه ی مارا گرم و با صفا نگه داری...

+ .:: این متن در تاریخ  92/10/24 و ساعت 22:9  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 

دوستت دارم

موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد

چه حال خوشي داشت،

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تـــــــــــــــــو " را به او نمیدهم...

+ .:: این متن در تاریخ  92/08/05 و ساعت 17:42  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘـــــ ﯾﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷﻠـــﻮﻍ

                           ﺧﯿﻠـــﯽ ﺷﻠـــﻮﻍ

ﻭﺍﯾﺴﺘـــﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳــﻂ ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ!

ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟

ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!... 

ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺁﺩﻣـــﺎ

ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ

 ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ ﻣﯿﺸـــﻪ...

ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥ ﻭ ﻣـــﯽ ﺷﻨـــﻮﯼ؟

ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!

ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺻﺪﺍﻫـــﺎ ﺩﻟــــﻢ

 ﺩﻧـــﺒﺎﻝ ﺻــﺪﺍﯼ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ...

ﺑﮕـــﻢ ﺣـــﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗــــﻮ ﺑﺒﻨـــﺪ

ﺑﮕـــﻮ ﭼـــﻪ ﺣﺴـــﯽ ﺩﺍﺭﯼ!

ﺑﮕـــﯽ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﮔــــﻢ ﺷــﺪﻡ ﺑﯿـــﻦ ﯾــﻪ ﻋﺎﻟﻤـــﻪ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ

ﺑﮕـــﻢ ﺍﮔـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﯽ ﮔــﻢ ﻣﯿﺸـــﻢ

ﺑﯿــﻦ ﯾــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  92/08/05 و ساعت 17:25  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!

مکـــث میکنـــــم ...!

انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را ,

جـــــا گذاشتـــــه ام !

مثلــــــــــا"...

در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش

در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی

دوستت دارم

+ .:: این متن در تاریخ  92/07/06 و ساعت 17:22  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
عاشــــق را كه برعكـــس كنی..

میشود " قـ شـ ـا ع "...

دهخدا را میشناسـی؟!؟!

لغتـــنامه اش را باز كردم نوشـ ـ ـته بود:

قشاع : دردی كه انســان را از درمانش مایــوس میكند!

 

+ .:: این متن در تاریخ  92/06/30 و ساعت 15:18  در وبنوشت خاطره هایم ثبت شد ::. | 
 Menu
برگه اول
نامه نگاری
آرشیو هفتگی
عناوین خاطرات ثبت شده
وصیت نامه
تقـدیم به امـید زندگانی ام؛

تقدیم به شکــوه شـب و شـــکوه مهتاب؛

تقدیـم به خنده های دلـنشیـنت و نگاه های پنهانت؛

تقـدیـم به تــو ای خـیــال مـن، ای آسـمان قلبم و ای سرچشمه ی الـهام من؛

تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبـم؛

تقـدیم به تو که یـادت از فکــر مـن، عشـقـت در قلــب من، و نگـاهـت همـیشه در ذهــن من مـانـدگـار و عطر مهربانیت همیشه در وجـودم جاریست؛

جدایی از تو بســی بـرایـم دشـوار است، ولـی در عـیــن حـال دلپذیـر هـم هست؛ زیـــرا بـه خــاطـر تــو دلتـنگی به ســراغم می آیـد .

پـس بـدان کـه دل تنـگـی ها هـم بخاطر تو دوست دارم؛

قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقـدیـم می کـنم و سوگـند می خورم که تا ابد

عاشـقانه دوستت بدارم ...

آخرین خاطرات
آذر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
آرشيو
سربرگ ها
عاشقانه ترین
سبوی
تمثال عشق
درد دل
دل نوشته ها
نی نامه
پیوندها
رد پای عشق ( آوا )
معین
پرسه های بی هدف
رهایی
آفریدگار عالم
چیزی جز دروغ برای گفتن نیست
نگین تنها
حیران
دلنوشته های من و عشقم
دلنوشته ها ...
عاشقانه
غریبه آشنا
رویای خیس
Lover 

 RSS sabooy

ِLover
Saeed l eueeJ

کد بارش ستاره و قلب

fal03 ابزار فال حافظ
فال حافظ

استخاره با قرآن
استخاره با قرآن